محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)

1489

جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)

و نه زندگانى دهد هيچ زندگانى داده او را و نه كاهد از زندگانى او مگر اندر كتابى ، « 1 » حقّا كه آن بر خداى عزّ و جلّ آسانست 12 - و نه برابر است دو دريا اين يكى خوشى خوش « 2 » گوارنده آشاميدن آن ، و اين يكى شورى شور . « 3 » و از همه مىخوريد گوشتى تازه ، « 4 » و بيرون آريد پيرايه‌اى « 5 » و مىپوشيد آن ، و بينيد كشتيها را اندر آن شونده و آينده « 6 » و تا بجوييد از فضل او ، « 7 » و تا مگر شما شكر كنيد « 8 » 13 - و اندر آرد شب اندر روز ، و اندر آرد روز اندر شب ، و مسخّر كرد آفتاب را و ماه تاب را ، كه همه مىروند مهلتى نام برده . آنست خداى عزّ و جلّ خداوند شما ، « 9 » او راست پادشاهى ، و آن كسها كه مىخوانيد از بيرون او نه پادشايى دارند از شكاف استخوان خرما « 10 » 14 - كه اگر بخوانيد ايشان را نه شنوند خواندن شما را ؛ و اگر بشنوند نه جواب كنند شما را ؛ و روز قيامت كافر مىشوند بانبازى شما و نه آگاه كنند ترا چون دانا « 11 » 15 - اى مردمان شما درويشانيد سوى خدا ، « 12 » و خداى عزّ و جلّ اوست بىنياز و ستوده

--> ( 1 ) و زندگانى دراز نكند هيچ زندگانى داده را و نه كاهند از زندگانى وى مگر اندر نامه است يعنى لوح محفوظ . ( صو ) ( 2 ) اين خوش بمزه . ( صو ) ( 3 ) و اين شور تلخ . ( صو ) ( 4 ) گوشتى تازه يعنى ماهى . ( صو ) ( 5 ) پيرايه يعنى مرواريد . ( صو ) ( 6 ) رونده . و آينده . ( صو ) ( 7 ) از افزونى وى يعنى تجارت . ( صو ) ( 8 ) سپاسى داريد . ( صو ) ( 9 ) و فرمان بردار گرداند آفتاب و ماه را هر يكى همى رود تا زمانهء نام برده آنتان كاين كرد خدايست . ( صو ) ( 10 ) پادشاهى ندارند چون پوست اندرون خرما . ( صو ) ( 11 ) چون خداى آگاهى دهنده . ( صو ) ( 12 ) نيازمندانيد به خدا . ( صو )